ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
189
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان واقعه نمارق ابو عبيد ثقفى و سعد بن عبيد و سليط بن قيس انصارى و مثنى بن حارثه شيبانى كه يكى از فرزندان هند بود از مدينه روانه شدند . عمر بمثنى فرمان داد كه با مقدمهء لشكر پيشاپيش برود تا ديگر فرماندهان و ياران برسند بفرماندهان هم دستور داد كه از مرتدين كسانى را به يارى خود دعوت كنند كه اسلام آنها محرز و خوب باشد آنها بدان دستور عمل نمودند مثنى هم بحيره رسيد . ايرانيان هم بعد از فوت شهر براز ( پادشاه ) گرفتار اختلاف و كشاكش بودند تا آنكه بر انتخاب شاپور بن شهريار بن اردشير متفق شدند ولى آزرميدخت بر او شوريد و او را كشت . فرخزاد را هم كشت ( پدر رستم ارمنى فرمانده كل ) . او بر اورنگ نشست او شهبانوى دادگر بود كه مردم را بآرامش و صلح دعوت كرد . شهبانو نزد رستم فرستاد و او را فورا نزد خود خواند او فرمانده سپاه خراسان بود چون سوى پايتخت جنبيد بهر جا كه رسيد و لشكرى تابع آزرميدخت ( قاتل پدر او ) ديد آن را تباه كرد تا آنكه وارد مدائن گرديد كه در آنجا با سپاه آزرميدخت تحت فرماندهى سياوخش ( سياوش ) جنگ نمود ، سياوخش و شهبانو آزرميدخت را در مدائن محاصره نمود سپس پايتخت را گشود و سياوخش را كشت و چشم